از اتفاق
۹ تیر ۱۳۸۹
- ببخشین، چی میل دارین؟
- شما خودتون چی میل دارین؟
- خوراک ژیگو با سس قارچ، سالاد، زیتون پرورده، دلستر.
- بشینین براتون بیارم.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- میل دارم بکنمتون.
- کی؟
-همین الان.
- کجا؟
- همینجا.
- بله ... الان میام خدمتتون.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- میل دارم با میل تو که میل داره با میل من میل بشه میل بشم.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- گشنه پلو با خورش دلضعفه.
- یاه یاه یاه. چه بامزه.
- یاه یاه یاه. خواهش میکنم.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- جیمیل.
- ما یاهو داریم فقط.
- فرقی نمیکنه، یاهوم هم همینه.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- فانوسکای خاموش.
- متاسفانه از فانوسکای خاموشمون یکی مونده فقط. روشنو داریم.
- پس لطفن یه فانوسکای خاموش، یه فانوسکای روشن.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- ... خر
- متاسفانه تموم کردیم.
- پس یه پرس کوبیده
- اونم تموم کردیم.
- یه سیخ جوجه
- اونم نداریم.
- لازانیا
- تو منومون نیس.
- پس همون ... خر
- یه پرس؟
- بله، لطفن.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- چیا دارین؟
- کوبیده، برگ، جوجه؛ با استخون و بیاستخون.
- دوستمم دارین؟
- بله. خیلی.
- پس لطفن همون بیاستخون.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- کثافت عوضی! آشغال! مرتیکهی هیز!
- چیز دیگهای هم میل دارین؟
- یه کوکای لایت هم لطفن.
- دیگه امری نیس؟
- نه، مرسی.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- به شما ربطی داره؟
- بله.
- پس لطفن دو تا چای با کیک.
آری، از اتفاق هم جهان میتوان گرفت.
پستهای جدیدتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)