۱۸ آبان ۱۳۸۹

خدا ایشالا کمک کنه
ما شرمنده‌ی کاندومایی که خریدیم نشیم
اکسپایر شدن رفتن پی کارشون

۱۲ آبان ۱۳۸۹

صکصولوجی به سعی سعدی

هر فلان که فرو می‌رود
ممد حیات است
و چون در می‌آید
مفرح ذات

پس در هر فلان
دو نعمت است
و بر هر نعمت
شکری واجب؛

از دست و زبان که برآید
کز عهده‌ی شکرش به درآید؟

۱۵ مهر ۱۳۸۹

۸ مهر ۱۳۸۹

تا وقتی که در وا می‌شه
لحظه‌ی کردن می‌رسه
هرچی فلانه رو زمین
به واژن من می‌رسه
واااااااااااای ....!‏

۱۸ مرداد ۱۳۸۹

۵ مرداد ۱۳۸۹

۴ مرداد ۱۳۸۹

نوستالونويا

پاها دو برابر عرض شونه باز ...
.
.
خدايا، چه كردند در مدرسه با ما؟
مظفر!؟
مظفر!؟
مظفر!؟
شدي امشب!؟
چه بهتر
كه بهتر
و بهتر شدي امشب.
چه ازگل
چه ازگل
چه ازگل شدی امشب.
چه عنتر
چه عنتر
چه عنتر شدی امشب.
چه منگل
چه منگل
چه منگل شدی امشب.
چه منگل
چه منگل
چه منگل شدی امشب.

۳۱ تیر ۱۳۸۹

گرما
و بیشتر از گرما

سی و یک تیرماه هشتاد و نه
گه
و بیشتر از گه

اگر از حال ما پرسیده باشی
مظفر
و بیشتر از مظفر

فانوسکای خاموش
ریدن
و بیشتر از ریدن

دکتر محمود احمدی نژاد
کردن
و بیشتر از کردن

کاندوم تاخیری ریلکس
دادن
و بیشتر از دادن

تلویزیون فارسی فارسی وان

۱۹ تیر ۱۳۸۹

نوستالوفولکلوریا

اتل متل شونساکو
اوشین خوبه یا کایو؟

اوشین که در نداره
باباش خبر نداره

من می‌روم به پیشش
دس می‌کشم به ریشش؟

یا اون یه چیز دیگه بود؟
خلاصه‌ی جغرافی پنجم دبستان:

ژاپنی خره ریش داره
کلاه پشمی داره
دس به کمر، چماق به دس
یک زن هندی داره.
- آیا وکیلم؟
- نه پس، عنی؟
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته فانوسکا رو خاموش کنه.
- آیا وکیلم؟
- ببخشین شما علی دایی نیستین؟
- نه خواهل.
- واه! چه بی‌تلبیت! خدا به دول!‌
- آیا وکیلم؟
- مظفـــر! بیا ببین این کسخله چی می‌گه!
- آیا وکیلم؟
- والله ما که عاقد خبر کرده بودیم. تو خبر مرگت وکیلی؟
- آیا وکیلم؟
- نمی‌دونم. خودت چی فک می‌کنی؟ وکیلی؟
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته بده، بیاد.
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته آموزشای قبل از ازدواج ببینه.
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته موهای زهارشو بزنه.
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته گل بچینه.
الفاک (1) مالفاک (2) و ما ادریک مالفاک (3)‏
لولاه لما خلقت الافلاک(4)‏
مگه شماهام اون «سرو و صنوبر من/گلهای پرپر من» رو
سرباز ِ نوبر ِ من نمی‌شنیدین؟

۱۰ تیر ۱۳۸۹

زني در حضور قاضي و اين همه دست و دل بازي؟!
زني در حضور قاضي به همراه صادق خرازي و محمدعلي ايازي و ميرجلال‌الدين كزازي.
زني در حضور قاضي با دامن پيچازي.
زني در حضور قاضي با بازي ِ رضا فياضي.
زني در حضور قاضي و ناراضي؟! مگه ميشه آخه؟!
زني در حضور قاضي مدعي العموم هموطنان خداجو مي‌رساند.
زني در حضور قاضي و ملـّق‌بازي؟
زني در حضور قاضي مدعي شد كه شد. تو رو سنه نه مرتيكه‌ي هيز فضول؟
زني در حضور قاضي.

۹ تیر ۱۳۸۹

- ببخشین، چی میل دارین؟
- شما خودتون چی میل دارین؟
- خوراک ژیگو با سس قارچ، سالاد، زیتون پرورده، دلستر.
- بشینین براتون بیارم.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- میل دارم بکنمتون.
- کی؟
-همین الان.
- کجا؟
- همین‌جا.
- بله ... الان میام خدمتتون.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- میل دارم با میل تو که میل داره با میل من میل بشه میل بشم.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- گشنه پلو با خورش دل‌ضعفه.
- یاه یاه یاه. چه بامزه.
- یاه یاه یاه. خواهش می‌کنم.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- جی‌میل.
- ما یاهو داریم فقط.
- فرقی نمی‌کنه، یاهوم هم همینه.‏
- ببخشین، چی میل دارین؟
- فانوسکای خاموش.
- متاسفانه از فانوسکای خاموشمون یکی مونده فقط. روشنو داریم.
- پس لطفن یه فانوسکای خاموش، یه فانوسکای روشن.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- ... خر
- متاسفانه تموم کردیم.
- پس یه پرس کوبیده
- اونم تموم کردیم.
- یه سیخ جوجه
- اونم نداریم.
- لازانیا
- تو منومون نیس.
- پس همون ... خر
- یه پرس؟
- بله، لطفن.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- چیا دارین؟
- کوبیده، برگ، جوجه؛ با استخون و بی‌استخون.
- دوستمم دارین؟
- بله. خیلی.
- پس لطفن همون بی‌استخون.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- کثافت عوضی! آشغال! مرتیکه‌ی هیز!
- چیز دیگه‌ای هم میل دارین؟
- یه کوکای لایت هم لطفن.
- دیگه امری نیس؟
- نه، مرسی.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- به شما ربطی داره؟
- بله.
- پس لطفن دو تا چای با کیک.
آری، از اتفاق هم جهان می‌توان گرفت.‏