از اتفاق
۱۸ آبان ۱۳۸۹
خدا ایشالا کمک کنه
ما شرمندهی کاندومایی که خریدیم نشیم
اکسپایر شدن رفتن پی کارشون
۱۲ آبان ۱۳۸۹
صکصولوجی به سعی سعدی
هر فلان که فرو میرود
ممد حیات است
و چون در میآید
مفرح ذات
پس در هر فلان
دو نعمت است
و بر هر نعمت
شکری واجب؛
از
دست
و
زبان
که برآید
کز عهدهی شکرش به درآید؟
۱۶ مهر ۱۳۸۹
یاد آر ز عمه ... ، یاد آر!
۱۵ مهر ۱۳۸۹
من تو رو میخارونم
که تو رو بخندونم
تو برام ناز میکنی
منم تو رو میخارونم
۸ مهر ۱۳۸۹
تا وقتی که در وا میشه
لحظهی کردن میرسه
هرچی فلانه رو زمین
به واژن من میرسه
واااااااااااای ....!
۷ مهر ۱۳۸۹
رباعیات یابس الشعراء
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد،
جز عن؛ که هزار آفرین بر عن باد!
۶ مهر ۱۳۸۹
هموفوبوناستازیا
کون خوبی داری
به کون منم سر بزن
۲ مهر ۱۳۸۹
در خانه اگر کس است ...
هه! چی دارم میگم؟!
۲۹ شهریور ۱۳۸۹
شهرام شبپره میفرماد:
خارش تنم منو از عاشقی میترسونه
۲۴ شهریور ۱۳۸۹
حشری باش و هرچه خواهی باش.
۲۳ شهریور ۱۳۸۹
هیر استاد به ز دول پدر
۱۸ شهریور ۱۳۸۹
خشتکدریده را به تماشا چه حاجت است؟
ای فلان عاشقان در دست تو
سر ز کویت برندارم روز و شب
۱۰ شهریور ۱۳۸۹
کودکیهایم الاغی ماده بود
۲۳ مرداد ۱۳۸۹
روزی ز سر سنگ
الاغی به هوا خاست
۲۰ مرداد ۱۳۸۹
جندههای محجبه
با ساق و ساعد و مقنعه
کاری از صدا و سیمای ج.ا.ا
۱۸ مرداد ۱۳۸۹
تا دم سحر ... جار میکشن ...
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو میکنه
مث یه بچه
هم توی خونه
هم توی کوچه
.
.
.
یه شب ماه میاد
۱۵ مرداد ۱۳۸۹
غرزن به غر اش میرسه
زرزن به زرش میرسه
ـسکش به ـساش میرسه
عقزن به عقاش میرسه
جر زن به جرش میرسه
۱۴ مرداد ۱۳۸۹
با صدای ناصر عبداللهی
یکی از همین روزااااا...آااا
تو فلان جات میذارم ...
۷ مرداد ۱۳۸۹
خواجه گازوی شیرازی
دلا بگوووز، که گوز تو کارها بکند
و گوز نیمهشبان، دفع صد بلا بکند
۵ مرداد ۱۳۸۹
پسر دخترا،
پسر دخترا!
مگه کردن چی داره؟
میگن تو هر دقیقهش
چی میشه تیکه پاره؟
۴ مرداد ۱۳۸۹
نوستالونويا
پاها دو برابر عرض شونه باز ...
.
.
خدايا، چه كردند در مدرسه با ما؟
مظفر!؟
مظفر!؟
مظفر!؟
شدي امشب!؟
چه بهتر
كه بهتر
و بهتر شدي امشب.
چه ازگل
چه ازگل
چه ازگل شدی امشب.
چه عنتر
چه عنتر
چه عنتر شدی امشب.
چه منگل
چه منگل
چه منگل شدی امشب.
چه منگل
چه منگل
چه منگل شدی امشب.
۳ مرداد ۱۳۸۹
چه کسخل
چه کسخل
چه کسخل شدی امشب.
۳۱ تیر ۱۳۸۹
گرما
و بیشتر از گرما
سی و یک تیرماه هشتاد و نه
گه
و بیشتر از گه
اگر از حال ما پرسیده باشی
مظفر
و بیشتر از مظفر
فانوسکای خاموش
ریدن
و بیشتر از ریدن
دکتر محمود احمدی نژاد
کردن
و بیشتر از کردن
کاندوم تاخیری ریلکس
دادن
و بیشتر از دادن
تلویزیون فارسی فارسی وان
۳۰ تیر ۱۳۸۹
در عنفوان بلوغ
هو تو کلات
بغل بابات
پیش ننهت!
۲۸ تیر ۱۳۸۹
رابطه ی بشاش توش.
رابطه ی بکن بکنی.
رابطه ی بکن نکنی.
۲۷ تیر ۱۳۸۹
رابطهی بریز بپاشی.
رابطهی بکن در رو یی.
رابطه ی بسوز بسازی.
رابطهی بزن در رویی.
۲۵ تیر ۱۳۸۹
ندیدی تو خواب م، مثال من مُنگل
نباشی می میرم؛ به این میگن کسخل
۱۹ تیر ۱۳۸۹
نوستالوفولکلوریا
اتل متل شونساکو
اوشین خوبه یا کایو؟
اوشین که در نداره
باباش خبر نداره
من میروم به پیشش
دس میکشم به ریشش؟
یا اون یه چیز دیگه بود؟
خلاصهی جغرافی پنجم دبستان:
ژاپنی خره ریش داره
کلاه پشمی داره
دس به کمر، چماق به دس
یک زن هندی داره.
- آیا وکیلم؟
- نه پس، عنی؟
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته فانوسکا رو خاموش کنه.
- آیا وکیلم؟
- ببخشین شما علی دایی نیستین؟
- نه خواهل.
- واه! چه بیتلبیت! خدا به دول!
- آیا وکیلم؟
- مظفـــر! بیا ببین این کسخله چی میگه!
- آیا وکیلم؟
- والله ما که عاقد خبر کرده بودیم. تو خبر مرگت وکیلی؟
- آیا وکیلم؟
- نمیدونم. خودت چی فک میکنی؟ وکیلی؟
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته بده، بیاد.
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته آموزشای قبل از ازدواج ببینه.
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته موهای زهارشو بزنه.
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته گل بچینه.
الفاک (1) مالفاک (2) و ما ادریک مالفاک (3)
لولاه لما خلقت الافلاک(4)
مگه شماهام اون «سرو و صنوبر من/گلهای پرپر من» رو
سرباز ِ نوبر ِ من
نمیشنیدین؟
۱۸ تیر ۱۳۸۹
- حالا چندو داره؟
- سی و هفت.
- سی و هفت سال یا سی و هفت سانت؟
۱۷ تیر ۱۳۸۹
یارا یارانهی رایانه را بیارا.
۱۲ تیر ۱۳۸۹
از الکی!
۱۰ تیر ۱۳۸۹
زني در حضور قاضي و اين همه دست و دل بازي؟!
زني در حضور قاضي به همراه صادق خرازي و محمدعلي ايازي و ميرجلالالدين كزازي.
زني در حضور قاضي با دامن پيچازي.
زني در حضور قاضي با بازي ِ رضا فياضي.
زني در حضور قاضي و ناراضي؟! مگه ميشه آخه؟!
زني در حضور قاضي مدعي العموم هموطنان خداجو ميرساند.
زني در حضور قاضي و ملـّقبازي؟
زني در حضور قاضي مدعي شد كه شد. تو رو سنه نه مرتيكهي هيز فضول؟
زني در حضور قاضي.
۹ تیر ۱۳۸۹
- ببخشین، چی میل دارین؟
- شما خودتون چی میل دارین؟
- خوراک ژیگو با سس قارچ، سالاد، زیتون پرورده، دلستر.
- بشینین براتون بیارم.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- میل دارم بکنمتون.
- کی؟
-همین الان.
- کجا؟
- همینجا.
- بله ... الان میام خدمتتون.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- میل دارم با میل تو که میل داره با میل من میل بشه میل بشم.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- گشنه پلو با خورش دلضعفه.
- یاه یاه یاه. چه بامزه.
- یاه یاه یاه. خواهش میکنم.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- جیمیل.
- ما یاهو داریم فقط.
- فرقی نمیکنه، یاهوم هم همینه.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- فانوسکای خاموش.
- متاسفانه از فانوسکای خاموشمون یکی مونده فقط. روشنو داریم.
- پس لطفن یه فانوسکای خاموش، یه فانوسکای روشن.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- ... خر
- متاسفانه تموم کردیم.
- پس یه پرس کوبیده
- اونم تموم کردیم.
- یه سیخ جوجه
- اونم نداریم.
- لازانیا
- تو منومون نیس.
- پس همون ... خر
- یه پرس؟
- بله، لطفن.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- چیا دارین؟
- کوبیده، برگ، جوجه؛ با استخون و بیاستخون.
- دوستمم دارین؟
- بله. خیلی.
- پس لطفن همون بیاستخون.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- کثافت عوضی! آشغال! مرتیکهی هیز!
- چیز دیگهای هم میل دارین؟
- یه کوکای لایت هم لطفن.
- دیگه امری نیس؟
- نه، مرسی.
- ببخشین، چی میل دارین؟
- به شما ربطی داره؟
- بله.
- پس لطفن دو تا چای با کیک.
آری، از اتفاق هم جهان میتوان گرفت.
پستهای جدیدتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)