از اتفاق
۸ مهر ۱۳۸۹
تا وقتی که در وا میشه
لحظهی کردن میرسه
هرچی فلانه رو زمین
به واژن من میرسه
واااااااااااای ....!
۷ مهر ۱۳۸۹
رباعیات یابس الشعراء
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد،
جز عن؛ که هزار آفرین بر عن باد!
۶ مهر ۱۳۸۹
هموفوبوناستازیا
کون خوبی داری
به کون منم سر بزن
۲ مهر ۱۳۸۹
در خانه اگر کس است ...
هه! چی دارم میگم؟!
۲۹ شهریور ۱۳۸۹
شهرام شبپره میفرماد:
خارش تنم منو از عاشقی میترسونه
۲۴ شهریور ۱۳۸۹
حشری باش و هرچه خواهی باش.
۲۳ شهریور ۱۳۸۹
هیر استاد به ز دول پدر
۱۸ شهریور ۱۳۸۹
خشتکدریده را به تماشا چه حاجت است؟
ای فلان عاشقان در دست تو
سر ز کویت برندارم روز و شب
۱۰ شهریور ۱۳۸۹
کودکیهایم الاغی ماده بود
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)