۵ مرداد ۱۳۸۹

۴ مرداد ۱۳۸۹

نوستالونويا

پاها دو برابر عرض شونه باز ...
.
.
خدايا، چه كردند در مدرسه با ما؟
مظفر!؟
مظفر!؟
مظفر!؟
شدي امشب!؟
چه بهتر
كه بهتر
و بهتر شدي امشب.
چه ازگل
چه ازگل
چه ازگل شدی امشب.
چه عنتر
چه عنتر
چه عنتر شدی امشب.
چه منگل
چه منگل
چه منگل شدی امشب.
چه منگل
چه منگل
چه منگل شدی امشب.

۳۱ تیر ۱۳۸۹

گرما
و بیشتر از گرما

سی و یک تیرماه هشتاد و نه
گه
و بیشتر از گه

اگر از حال ما پرسیده باشی
مظفر
و بیشتر از مظفر

فانوسکای خاموش
ریدن
و بیشتر از ریدن

دکتر محمود احمدی نژاد
کردن
و بیشتر از کردن

کاندوم تاخیری ریلکس
دادن
و بیشتر از دادن

تلویزیون فارسی فارسی وان

۱۹ تیر ۱۳۸۹

نوستالوفولکلوریا

اتل متل شونساکو
اوشین خوبه یا کایو؟

اوشین که در نداره
باباش خبر نداره

من می‌روم به پیشش
دس می‌کشم به ریشش؟

یا اون یه چیز دیگه بود؟
خلاصه‌ی جغرافی پنجم دبستان:

ژاپنی خره ریش داره
کلاه پشمی داره
دس به کمر، چماق به دس
یک زن هندی داره.
- آیا وکیلم؟
- نه پس، عنی؟
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته فانوسکا رو خاموش کنه.
- آیا وکیلم؟
- ببخشین شما علی دایی نیستین؟
- نه خواهل.
- واه! چه بی‌تلبیت! خدا به دول!‌
- آیا وکیلم؟
- مظفـــر! بیا ببین این کسخله چی می‌گه!
- آیا وکیلم؟
- والله ما که عاقد خبر کرده بودیم. تو خبر مرگت وکیلی؟
- آیا وکیلم؟
- نمی‌دونم. خودت چی فک می‌کنی؟ وکیلی؟
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته بده، بیاد.
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته آموزشای قبل از ازدواج ببینه.
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته موهای زهارشو بزنه.
- آیا وکیلم؟
- عروس رفته گل بچینه.
الفاک (1) مالفاک (2) و ما ادریک مالفاک (3)‏
لولاه لما خلقت الافلاک(4)‏
مگه شماهام اون «سرو و صنوبر من/گلهای پرپر من» رو
سرباز ِ نوبر ِ من نمی‌شنیدین؟

۱۰ تیر ۱۳۸۹

زني در حضور قاضي و اين همه دست و دل بازي؟!
زني در حضور قاضي به همراه صادق خرازي و محمدعلي ايازي و ميرجلال‌الدين كزازي.
زني در حضور قاضي با دامن پيچازي.
زني در حضور قاضي با بازي ِ رضا فياضي.
زني در حضور قاضي و ناراضي؟! مگه ميشه آخه؟!
زني در حضور قاضي مدعي العموم هموطنان خداجو مي‌رساند.
زني در حضور قاضي و ملـّق‌بازي؟
زني در حضور قاضي مدعي شد كه شد. تو رو سنه نه مرتيكه‌ي هيز فضول؟
زني در حضور قاضي.